العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
108
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
و در بعضى از نسخهها افنان با دو نون جمع فنن با حركت فا و نون بمعنى شاخه است . در قاموس گويد ينع الثمر بر وزن منع و ضرب يعنى وقت چيدن ميوه فرا رسيده و اينع هم به همين معنى است و يانع مثل ينيع هر چيز سرخ و همچنين ميوه رسيده را گويند و گويد يلنجوج و يلنجج و النجج و النجوج بمعنى عود است كه او را دود ميكنند و گويد اجيج مثل تاججّ شعلهور شدن آتش است و نجيب بزرگ با شخصيت را گويند و جمع نجيب انجاب و نجباء و نجب است و نجيب صفت شتر هم مىشود ميگويند شتر نجيب يا نجيبه و جمع نجيبه نجائب است . و گويد مرعز و مرعزى كه اگر ياء مرعزى را بدون تشديد بخوانند احتياج بمدّ دارد ، بكسر ميم است و گاهى هم در همه اينها ميم مفتوح است كرك زير موى بز ماده است و گويد عبقر جاييست پر از جنّ و دهى كه لباس بسيار زيبا دارد و عبقرى هر چيز كامل و نيز سيّد و نوعى از فرش را گويند بيضاوى گويد عبقرى منسوب به عبقر است و عرب گمان مىكند عبقر اسم شهر جنّ است از آن جهت هر چيز شگفتآورى را به عبقر و شهر جنّها نسبت ميدهند . در قاموس گويد ارجوان بضم همزه بمعنى سرخ و لباس سرخ و رنگ سرخ و سرخى را ميگويند و احمر ارجوانى يعنى سرخ پر رنگ ، و برگ بفتح باء مثل بركه بكسر باء سينه است . نظر ما : ظاهر آنست كه مقصود پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از اين فرمايش لا يفوّت منهم شىء شيئا يعنى هيچ جزئى از هر كدام از آن شتران از جزء شتر ديگر پيشى نميگيرد و جلو نمىافتد و اين عبارت براى اينست كه منظّم بودن صفوف آنها را بيان فرمايد و ضمير هم گر چه براى ذوى العقول و انسانهاست امّا در اين عبارت مجازا در شترها استعمال شده بخاطر عظمت شترهاى بهشتى گر چه بعيد نيست كه شترهاى بهشت نيز مثل انسانها صاحب عقل باشند و ناقتها